از اینکه امروز هم فرصت زندگی کردن دارم خدا رو شکر می کنم
چند شب پیش بود که فکر می کردم اگر بخوابم و بلند نشم چی می شه!
خیلی از کارهای عقب افتاده و اینکه خانواده ام بعد من چه خواهند کرد توی ذهنم
گذشت. اما خدا رو شکر از این دغدغه ها خیلی زود آزاد شدم
خب منم مثل هر انسانی که از این دنیا می ره باید برم
امروز یا فرداش فرقی نمی کنه
دارم راحت زندگی می کنم تا بعد مرگ حسرت این دنیا رو نداشته باشم
خیلی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
یکی برام نوشته بود یا نوشته های قبلی من مال خودم نیست
یا این جدیدا خیلی مزخرفن
مزخرف بودن یا نبودنش برام مهم نیست
مهم اینه که برای خودم می نویسم
هم اون قبل تر ها .. و هم آلان
و حس خوبی دارم موقع نوشتن.. یه روزی خاطره اش برام به یادگار می مونه
دوس نداشتی نخون
دیگه نخون
چرا خودتو اذیت می کنی .. من که اجبارت نکردم بیای بخونی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
وقتی بچه بودم بدون اینکه به من بگن خدا کی هست.. پیداش کردم
باهاش حرف می زدم
و از نزدیک لمسش می کردم
حس خوبی بهم می داد وقتی با خدا حرف می زدم
حتی یادمه که توی چه نقاطی بیشتر باهاش حرف زدم
بیشتر باهاش درد و دل کردم
آلان به این نتیجه رسیدم که دوس داشتن خدا توی ذات ما آدم ها قرار داره
قرار نیست که آموزش ببینیم تا بتونیم با خدا حرف بزنیم
همین که دلت گرفت یه هو متوجه وجود خدا در کنارت می شی
ه
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
نمی خوانی
بنویسم اتل متل توتوله
نمی خندی
بنویسم عطرت پر از گرماست
بهانه می گیری
بنویسم تو به راه خودت
من همین جا کنار نوشته هام
نمی روی
جای این حرف ها تو بنویس
جان من تو چه جانی داری ؟
اینقدر سخت و شبیه کوه های بی سایه !
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی
به نام تو که مهر و محبت ات سرتاسر جهان را نرم و لطیف کرده
به نام تو که روز و روشنایی را آفریدی
به نام تو که شب و آرامش را آفریدی
به نام تو که دوستم داری
به نام تو که دوستت دارم
به نام تو که به خدایی خوبت امید دارم
به نام تو که به خدایی خوبت دل بستم
به نام تو که راه راست و مستقیمی
به نام تو آغاز می کنم.. ای خدای خوب و مهربان در کنارم باش
برچسب:
نویسنده: یوسف قربانی